چرا دیشب
چــرا دیشب به سوی من نمیدیدی نمیدیــدی
نگاهی هم به سوی من نخندیدی نخندیــدی
تغافل بود یا از بودن اغیـــار ترسیـدی
مبادا نازنین من زمن تو سرگران باشی
خدا نا خواسته ای جان به حرف این و آن باشی
تمام شب از این غم دلبر من خون دل خوردم
به آه و گریه و زاری شب خود را به سر بردم